امیرعلی عزیزتر ازامیرعلی عزیزتر از، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 22 روز سن داره

امیرعلی گل پسری

شب یلدا

هندوانه قصه زندگیت،دلچسب و شیرین . انار آرزوهایت رنگین . و پسته خاطراتت نمکین ، و فال روزگارت عاشقانه وبهترین خوشبختیت چون شب یلدا باد. گل نازم دومین سال شب یلدات رو بهت تبریک میگم .   ...
30 آذر 1390

تولدم

همه زندگیه مامانی ١١ آذر تولد من بود و بابایی منو یه سورپرایز بزرگ کرد. یه کادویی به من داد که اصلا فکر نمی کردم برام اینو بخره و منو خیلی خوشحال کرد. اینم کادوی بابایی به من که واقعا دستش درد نکنه.   ...
19 آذر 1390

محرم الحرام

السلام علیک یا ثارالله عشق من باز محرم اومد با هزار بار غصه و غم. و تو عاشق سینه زدن برای امام غریبمون و من عاشق اشک ریختن برای علی اصغرش. باز هم مثل همیشه ما ایام محرم میریم امام زاده علی اکبر چیذر تا برای امام حسین (ع) عذاداری کنیم. تو امسال مشکی پوش امام حسین(ع) شدی. صبح زود به عشق سینه زدن بیدار میشدی که بریم چیذر و وقتی ساعت ٣ مراسم شروع میشد تو مثل آقاها فقط میشستی و سینه میزدی. ...
19 آذر 1390

حرکات جدید

گوشت کو؟ فدات بشم چشت کو؟ عزیز دلم دماغت کو؟ نفسم دندونت کو؟ امیدم ابروت کو؟ قلبم پاهات کو؟ جیگرم بوس بفرست. آخ مردم چی میخوری؟ایییییی(یعنی خوردنی میخوای) گل من کارای دیگه هم بلدی ولی هر چی بهت گفتم دیگه انجام ندادی.فکر کنم حوصلت سر رفت حالا بعدا حتما میذارم ببینی. ...
19 آذر 1390

بدون شرح

پسملیه دخملیم البته وقتی این عکس رو ازت گرفتم اصلا حال نداشتی چون واکسن ١٨ ماهگیتو زده بودیم و خیلی تب داشتی و خیلی هم درد. ...
19 آذر 1390

یه مهمونی با دوست جونت

جیییییییگر طلام ٣٠ آبان،من و شما به اتفاق فامیل بابایی رفتیم خونه عمه بابایی(عمه فاطی). اونجا با پارسا که میشه نتیجه عمه فاطی خیلی بازی و شیطنت کردین و من از فرصت استفاده کردم و ازتون چند تا عکس خوشگل گرفتم.   قربون جفتتون برم که انقده نازین. ...
19 آذر 1390

فرشته ای که رفت

عزیز دل مامان روز ١٣ آبان اولین سالگرد فوت مادر جون هم گذشت. تو خیلی خیلی کوچولو بودی که ما مادرجونو از دست دادیم ،عزیزم نمی دونی که چه فرشته ای بود.هم من هم بابایی عاشقش بودیم و هستیم. مادرجون هم تورو خیلی خیلی دوست داشت و همیشه قربون صدقت میرفت. روز سالگردش همگی رفتیم بهشت زهرا و براش خیرات کردیم.البته روز قبلش رفتیم خونه دایی تقی و اونجا به خیر مادر جون غذا درست کردیم و پخش کردیم. خدا واقعا رحمتش کنه،من که همیشه میگم که مادرجون نعمتی بود که خدا ازمون گرفت.   تو هم برای آمرزشش دعا کن. ...
19 آذر 1390

پوزش

با هزار بار شرمندگی سلام عشقم. عزیز دلم منو به خاطر این همه تاخیر ببخش. آخه دلیل داشت.دلیل اول به خاطر خراب شدن کامپیوتر دایی جونه ،دلیل دوم هم به خاطر شروع شدن ایام محرم. قربونت برم بهت قول میدم همه چیو برات بنویسم بدون اینکه چیزیو فراموش کنم. ...
19 آذر 1390
1